تبليغاتX
فریاد خاموش

تفکرات قرون وسطی  درمدیریت  دانشگاه قم  دانشگاه را فقط برای درس می دانند.این در حالی است که منشاءبزرگ ترین تحولات در یک کشور ازدانشگاه شروع می شود وهمچنین ه رهبر انقلاب اسلامی

بار ها به بیداری دانشجویی وهوشیاری این قشر وآمادگی آنها در همه زمینه ها بخصوص بیداری سیاسی امر فرمودند.

واین درحالی که در دانشگاه قم بسیج به خواب ابدی فرورفته ودوتا سرباز در آنجا هستند. واین درحالی آقای بصیر رحمدل در نشریه دانشگاه گفتند که ما چهار هزار عضوداریم من ازایشان می پرسم چرا طنین یک سال است یک شماره  هم چاپ نکرده ؟؟؟ آخه تاکی کذب ؟؟؟ نه تنها خودتان به جایی نرسیدیدبلکه اجازه کاردر این شجره طیبه را ازبچه ها هم گرفته اید مطمئناً شما مسئول هستید !!! چون آبروی این شجره طیبه را خدشه دار کرده اید و دانشجویان رانسبت به بسیج بد بین .

انجمن اسلامی دانشگاه چند سالی است که متوقف شده است وتلاش دانشجویان برای شروع به کارمجدد آن  متاسفانه به دلیل تنگ نظری مسئولین به نتیجه نرسیده.

 آری جامعه ای که صدای مخالف در آن نباشد رشد نخواهد کرد.

در بحث نشریات سیاسی واجتماعی لازم است که شما کلمه سیاست را در فرم مربوطه بنویسید اصلا این فرم به کمیته ناظر وارد نمی شود چه برسد به اینکه بررسی شود.

خفقان وترس الکی دانشگاه رافراگرفته وهیچ فریادی بگوش نمی رسد.  

+ نوشته شده توسط پیوار قم در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 0:7 |

نسلی که باید بسوزد وفدا شود برای آیندگان برای اینکه  آیندگان نسوزند وفدا نشود این سرگذشت درد بار کسانی است که اولین ورودی یا اولین دوره یک رشته هستند  وهرگاه این قضیه در دانشگاهی مثل دانشگاه قم باشد دردناک تر ورنج آورتر است. حالا حالا ها نسل ها باید بسوزند تا آن گروه سامان بگیرد.

حال اگر بخواهیم این مسئله در این دانشگاه بررسی کنیم ، می بینیم که رشته های  تازه به وجود آمده دراین دانشگاه چگونه هستند !!! رشته هایی مثل مهندسی صنایع وعمران وعلوم کامپیوتر وعلوم تربیتی در دانشگاه قم ازاین قبیل رشته ها است .تحصن دانشجویان فنی مهندسی درآذر هشتاد وشش از  آثارتاسیس یک رشته  بدون در نظر گرفتن امکانات آن است.این رشته ها عمرشان به یک خروجی هم نمی رسد واغلب یک نفر هئیت علمی دارند که در بعضی مواقع مغایریت با حداقل های  خود وزارت علوم است ووزارت علوم بارها گفته واز زبان خود گندم کار شنیده ایم که به یکی از مدیر گروه های همین رشته ها گفته که تحت فشار وزارت علوم هستیم واگر هئیت علمی جذب نکنید ما خودمان جذب می کنیم.

در رشته عمران که اولین ورودی های آن به ترم آخر رسیدن حداقل یک آزمایشگاه هم تاسیس  نکرده اندوبچه هاشون خیلی آرزو مند شده اند. صنایع که اصلاً نمی شود حرفش رازد.علوم کامپیوتر که بچه هشون می گن مدیر گروه تخصص رشته راندارد وبعد از گذشت چند سال هنوز یک سایت برای این رشته در نظر گرفته نشده.حالا ماموندیم مهندسی معماری وارشد فناوری اطلاعات باکدام هیئت علمی وبا کدام امکانات می خواهند ،بیاورند 

وقتی حداقل امکانات را هم ندارند وداخل همین رشته هایی  که دارید مانده اند!!!!!!!!!!!!!

بارها از گندم کار این  مطلب راشنیده ایم چون دانشگاه قم دانشگاه جامع قم است باید همه رشته ها راداشته باشد این سوال پیش می آید بچه های مردم با هزار امید وآرزو به این دانشگاه می آیند بعد می بینند حداقل امکانات وجود ندارد، چه گناهی کرده اند؟؟؟

آقای معاونت به اصطلاح آموزشی شما که هیچ اطلا عی از این رشته  ها ندارید وبعد از تاسیس داخل اون رشته می مانید چرا تاسیس می کنید وبچه های مردم را به سراب دانشگاه قم می کشانید .با این کار چه چیزی را می خواهید ثابت کنید ؟؟؟ این باکدام اصول انسانی سازگار است،و به چه اصول دینی ؟؟واقعاً درد آشنایی نیست.
+ نوشته شده توسط پیوار قم در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 22:17 |

اگر بخواهیم ارکان اساسی یک جامعه نام ببریم  فرهنگ یکی از شاخص های بسیار مهم است .

دربحث فرهنگی دانشگاه هر کس مدتی کوتاه در دانشگاه قم باشد تاآخر ماجرا را می خواند. خفقان و بی رغبتی ونبود امکانات کافی وانحصاری شدن امور فرهنگی در دست یک عده خاص دلایل رکود فرهنگی دانشگاه است.

دربحث خفقان شاید  تعداد نشریات به انگشتان دست هم نرسد.بار ها درخواست دانشجویان برای تاسیس یک نشریه مستقل باشکست روبه شده ویا حداقل یک سالی طول کشیده باشد ودلیل آن تشکیل نشدن کمیته ناظر است.وبشدت آقایان دنبال این هستند که نشریات تا آنجا که ممکن است زیر نظر خودشان باشد ودر حقیقت دانشجویان را به مزدور تبدیل کنند.وبه شدت با نشریات آزاد مقابله می شود،مثال عینی آنها (تارا وهویت)است که بار ها متوقف شدند وبالاخره هم تعطیل شدند،وعملا ً هیچ نشریه مستقلی وجود ندارد.

دربحث خانه فرهنگ  که امسال تاسیس شد چهل،پنجاه نفر رادر یک اتاق دوازده متری جمع کردن وپخش فیلم های عهد دقیانوس خیلی سطح فرهنگ دانشجویان را بالا برد. تعداد کتاب هایش به اندازه کتاب خانه شخصی بچه هاهم نمی رسید.در مورد روزنامه یکی از بچه ها که اونجا بود می گفت بارها به راونچی ودانش شهرکی مراجعه کردیم ،ولی هیچ نتیجه ای در بر نداشت.البته ناگفته نمونه چندتا نوار هم داشتند!!!

 

 در بحث کانون ادبی ماهیچ بحثی نداریم چون قضیه آنقدر واضح است که ما هیچ برای گفتن نداریم!!!

البته بماند که ده نمکی رو دعوت کردن و اون هم نیامد .البته وقتی  هیچ امکانات وپشتیبانی نداشته باشی  نباید انتظار کار هم داشت و هنگامی که هر مستقل فرهنگی با بی مهری مسئولین مواجه می شود چه انتظاری می توان از دانشجویان داشت.

ومتاسفانه هیچ تلاشی از سوی مسئولین در این راستا نمی شود واین با کدام یک  از ارزش های هماهنگی دارد، با دین ما با فرهنگ و ایرانیت ما ؟ نمیدانم!!!

+ نوشته شده توسط پیوار قم در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 0:33 |

در بوستان ما گل ها پر می  شوند

بدست باغبان پیر

باغبان پیر نمی نداند

که این گل ها چه می خواهند

نشاط و شور وشادی زبوستان مارفته

فقط مانده چند گل پژمرده وزرد وخموده

گاج ها در بوستان ماسبزند اما

چه فایده که گاج هاهمیشه سبزند بی روح

چمن هاسبزند اما ...............

خدای من چه می بینم

جوانی رفته و غم مانده

غروب بوستان ما صفای دیگری دارد

می برد غم را زبوستان

اما  ای خدای من، فردای دیگر خواهد آمد

که باور می کند این قصه پر درد مارا

کاش کی درد آشنایی برای این دل پر درد مابود

+ نوشته شده توسط پیوار قم در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 23:45 |

امتحانات این ترم از 19خرداد ماه شروع شد که تقریبا با شروع فزاینده گرما نیزهمراه بود.فرجه زمان  مناسبی برای دانشجویان برای جبران درس های عقب مانده است .اما در این ترم 14و15خرداد بامدیریت خوب وعالی مدیر دانشجویی از غذا خبری نبود که با اعتراض دانشجویان همرا ه بود ، حالا من موندم که مدیر دانشجویی دانشجو بوده یه زمانی یانه؟ چون مثل اینکه درک نکرده یه روز فرجه یعنی چه؟؟؟ عملاً این دوروز بچه ها درس که نخوندن از لحاظ روانی هم صدمه دیدند.جمعه ای که فرادش نوزدهم می شد تقریباً از ساعت ده شب برق به مدت شش ساعت قطع شد.

عملاً دانشجویان هیچ کاری نمی توانستند انجام دهند چون هواگرم وآب شیرین قطع شد ودر ضمن هیچ تلاشی از مسئولین از ارشد ترین تاپایین ترین صورت نگرفت.

فقط نگهبان بنده خدا می گفت برق هامی آید .به هر حال  این شب هم گذشت،اما این شروع ماجرابود.تقریباً تا آخر هفته این ماجراها ادامه داشت قطعی برق از نیم ساعت گرفته تا چهار ساعت واوج این ماجرا اُنجا بود که لودری که داشت داخل دانشگاه کار می کرد فقط برق دوخوابگاه را قطع کرده بود ووقتی بچه ها درصدد تماس با فرزادیان (ممشتی )برآمدند ایشان جواب نمی داد.وبعد بچه ها باتماس با هم خونه فری جون موفق به تماس به آقای مدیر ... شدند.وبچه ها گفتندکه سلف رو در اختیار دانشجویان قرار دهید تابرق وصل شود ولی ایشان که فرد نخبه ای هستندوبه زور.....مالی مدرک گرفته اند مهندسی کردند که نه نگهبان نیست که ما اونجا بزاریم واین کار محبوبیت ایشان را بیش از بیش نشان داد.وعرب هم این برق رفته رو پاس می داد به فری جون و بدبختی بچه ها به اوج خود رسیده بود.

تقریباًاول هفته دوم امتحانات با رحلت آقای فاضل همراه بود وبه دلیل نبود مدیریت امتحان بیست هفتم به پنجم تیر منتقل شد واین خود اثرات سوئی برجای گذاشت .و بعد دور جدیدی از حوادث شروع  شد زلزله های پشت سرهم که دانشجویان را هر دقیقه باید بیرون می آورد ودرس تقریباًتعطیل شده بود.واین اواخر امتحانات ، شروع ترم از بیست شهریورو پرداخت هزینه خوابگاه تقریباً دانشجویان را داشت از خود بی خود می کرد .آیا اگر یک مدیریت پویا در دانشگاه وجود داشت این حوادث به حداقل نمی رسید؟؟
+ نوشته شده توسط پیوار قم در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 21:48 |

یه روز که از سرویس دانشگاه برای حجتیه جامونده بودم یه اتوبوس دیدم وایساده بود.در نگاه اول دیدم که همه مثل اینکه دانشجوی دانشگاه هستند .

هی من می خواستم سوار شم راننده می گفت نه این اتوبوس کارمندها است!!  با کلی تعجب گفتم

بابا این ها که همه تا ترم پیش دانشجویان دانشگاه بودن )به قول بروبچ با حال دپرس شدم .(

بعد گفتم ای داد بی داد طرف ، علوم قران خونده اومده تربیت بدنی کار می کنه (البته بماند همین مدرک را هم به زور ، با چند ترم مشروطی گرفته )

اسمشو می نویسم( اَ-ش)البته اشکالی نداره چون داره اونجا مهندسی میکنه که تناقضات کجا است.

بعدیش هم (ن-ر)که مسئول بسیج هم است ودر امور خواب مشغول شده است، البته اون هم مثل مدیر دانشجویی معلوم است چه طوری به اینجا رسیده این ها کاری با بسیج کردند که از بسیج فقط یک نام

باقی مانده.

از قرار معلوم تلاش بی وقفه ایشان برای استخدام خانمش در بخش خواهران به ثمر رسیده که قابل

 تقدیر است.

نفر بعد (ت)که این هم مثل اینکه تلاشی بی وقفه در نهاد داشته ورفته داخل یه بخش از آموزش دانشگاه مشغول به کار شده است. (البته ارشد فلسفه هم داره)

حال این ها بخشی از استخدام های جدید دانشگاه هستند  و هیچ سابقه ی تلاش برای بهتر شدن

 اوضاع دانشگاه نداشته اند.وشاید به همین دلیل استخدام شده اند. نظر شما چیه؟

 

+ نوشته شده توسط پیوار قم در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 13:23 |

آنچه یک فرد رابه دانشگاه می کشاند ادامه تحصیل در وحله اول است.

متاسفانه در دانشگاه قم در بخش آموزش اختاپوسی وجود دارد که دانشجویان از آن آگاه نیستند.

حال اگر از راس این معاونت شروع کنیم .آفای گندم کار که از ابتدا تاسیس دانشگاه معاونت اموزشی بوده به دلیل

اعتماد بی اندازه حاج آقا قاضی در این سمت باقی مانده.ایشان در عین حال که پست معاونت رادارد هیئت علمی نیز می باشد ودر هفته چند روز تدریس دارد وعضو 18 کمیسون وقائم مقام حاج آقا قاضی نیز می باشند  وبقیه وقت رادر کنار حاج آقا می گذراند اگر گذرتان به این دفتر بیافتد می بینید که تشریف ندارند ومعمولا دانشجویان در راهرو ایشان را زیارت می کنند ومعمولا به جایی هم نمی رسند نتیجه تلاش شما هم بعد ازکلی دویدن دنبال ایشان این است که شمارابه آقای صادقی ارجاع می دهند. بار ها دانشجویان به بازرسی دانشگاه در مورد آقای صادقی مراجعه کرده  اند ولی نتیجه در برنداشته خوش بش های آقای گندم کار با آقای  صادقی دیدنی است ونوید یک رابطه ...!!! . حال این سوال مطرح است مدرک آقای صادقی چیست ؟وفتی از مسئول دانشکده می خواهیم به آقای صادقی زنگ بزنه باصراحت تمام می گوید این آدم بد اخلاق ودارای شعور اجتماعی نیست ومرا باوی کاری نیست .!!! واز خدابخواهید کار شما به ایشان نیفتد.

البته ایشان بیشترمواقع هم نیستند!!!!!!!!!وچرا ایشان تا الان مانده خودتان حدس بزنید .............

آقای افضلیان که تازه به سمت خود رسیده اند

یک استاد ساده هستند که قبل ازآن فقط سابقه تدریس داشته اند.  آیا بایک مدرک ... کارشناسی ارشد میتواند چنین سمت مهمی داشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حال که به این سمت منسوب شده اند کمتر از چهل درصد وقت خود را هم  درآموزش  نیستند، چرا فرد به این ضعیفی در چنین جایگاهی قرار دارد؟؟؟!!! پس نتیجه آن که این افراد آموزش دانشگاه قم راچون اختاپوسی در برگرفته اند ونابو دمی کنند .خدابه داد مابرسد .............

+ نوشته شده توسط پیوار قم در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 0:11 |