تبليغاتX
فریاد خاموش - فریاد خاموش

در بوستان ما گل ها پر می  شوند

بدست باغبان پیر

باغبان پیر نمی نداند

که این گل ها چه می خواهند

نشاط و شور وشادی زبوستان مارفته

فقط مانده چند گل پژمرده وزرد وخموده

گاج ها در بوستان ماسبزند اما

چه فایده که گاج هاهمیشه سبزند بی روح

چمن هاسبزند اما ...............

خدای من چه می بینم

جوانی رفته و غم مانده

غروب بوستان ما صفای دیگری دارد

می برد غم را زبوستان

اما  ای خدای من، فردای دیگر خواهد آمد

که باور می کند این قصه پر درد مارا

کاش کی درد آشنایی برای این دل پر درد مابود

+ نوشته شده توسط پیوار قم در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 23:45 |