تبليغاتX
فریاد خاموش - داستان معاونت پژوهشی

سلام ! بازم خاله کاکتوس یه داستان دیگه براتون داره یه داستان خوب و قشنگ!!!

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود توی دانشگاه قم یه معاونت پژوهشی بود شایدم نبود؟ نمی دونم!!! به نظر شما بود؟؟؟!!! داشتم می گفتم این آقاهه (این بار معاونت پژوهشیه ) در راستای رشد و تعالی دانشجوها خیلی تلاش می کرد و امکانات زیادی براشون فراهم می کرد.

این زیادی که می گم خیلی زیاده ها فکر نکنین دارم شوخی می کنم (اونقدر زیاد که آدم شک می کنه که اصلا یه همچین معاونتی هم هست!!!) بله امکانات اونقدر زیاد بود که اصلا دانشجو ها نمی دونستن باهاش چی کار کنن . ماهی چهــــــــــــــــــــــــــــار ساعت دسترسی به اینترنت !!! وای چقدر زیاد(خاله کاکتوس به جای آقاهه از خجالت آب شد)  و کارگاه رایانه (مسئول کارگاه: بفرمایید بیرون کلاسه ، خاله کاکتوس : اِ ببخشید اصلا اینجا نباید می یومدم!!! ) خوب بچه های عزیز حال کردین با این همه امکانات؟؟؟!!!! خوب تا بیشتر از این از خجالت آب نشدم بازم میگم دعا برا این آقاهه هم یادتون نره!!!

تا یه قصه دیگه خداحافظ!!!

+ نوشته شده توسط خاله کاکتوس در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 1:40 |